تبلیغات
بغض قلم - حسبنا ا.. ونعم الوکیل
 
بغض قلم
ماییم و نوای بینوایی....بسم الله اگر حریف مایی
یکشنبه 16 تیر 1392 :: نویسنده : شكوفه دادفرنیا
پریشون چه چیزا که نبودم
دیگه میخوام پریشون تو باشم!

از زندگی
از مرگ

از دین
از دنیا

مرا همین بس

که نیمه شبان
دل به دلت می دهم
دل به دلم می دهی

اشک میریزم
شانه می شوی

دعا میکنم
اجابت می شوی

می خندم
شوق می شوی

و گاهی..
مثل همین امشب
دلم که گرفته است

سکوت میکنم
فریاد میشوی

وهربار به حاجتی میرسم
به خواسته ای
به دل دلی
به تمنایی..

پیش از آن که لب بگشایم "که خدایا..."
آنقدر در گوشم زمزمه می کنی
که مرا
که مرا
که مرا..

که بغضم می شکند
و دلم ارام می گیرد
که تو را
که تو را
که تو را....
که حیف باشد از تو ،غیرتوتمنایی

دلگیر که می شوم
پیش از ان که لب بگشایم به گله ای
آچنان در گوشم زمزمه می کنی
بنده ام
بنده ام
بنده ام

 که
پیش غیرتت
شرم میکنم گله کنم از بنده ات

و سر به مهر می ماند همه دل دل هایم
و ذره ذره جان می دهند همه خواستن هایم پیش نگاهت
و گم می شوند همه نداشته هایم پیش بودنت
و فراموش میشوند
همه ی دلخوری ها
وقتی آن لبخند عاقل اندر سفیه را حواله ام می کنی

و تنها من می مانم
و زمزمه ای در سکوت شب
که تو را
که تو را

که تورا







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 17 تیر 1392 12:35 ق.ظ
فوق العاده بودشکوفه جان...فوق العاده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد


من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد!





مدیر وبلاگ : شكوفه دادفرنیا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

 Counter code -->